ایران در آستانه یک دگرگونی تاریخی : جنگ، بحران قدرت و مسئله دموکراسی در کشوری چندملیتی

ایران در آستانه یک دگرگونی تاریخی
جنگ، بحران قدرت و مسئله دموکراسی در کشوری چندملیتی

هفته گذشته یکی از حساس‌ترین و پرتنش‌ترین مقاطع سیاسی در سال‌های اخیر ایران رقم خورد. مجموعه‌ای از تحولات نظامی و سیاسی کشور را در موقعیتی قرار داد که در آن فشار خارجی و بحران داخلی به شکلی کم‌سابقه بر یکدیگر منطبق شدند. در چنین شرایطی نه تنها توازن قدرت در منطقه، بلکه مسیر آینده سیاست در ایران نیز با پرسش‌هایی بنیادین روبه‌رو شده است. پرسش اصلی این است که آیا تحولات جاری به گشوده شدن افق‌هایی تازه برای گذار به دموکراسی منجر خواهد شد یا اینکه زمینه بازتولید شکلی تازه از اقتدارگرایی را فراهم خواهد کرد.
حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات نظامی ایران و گزارش‌هایی درباره کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، رخدادی بود که به سرعت به محور اصلی تحولات سیاسی تبدیل شد. چنین رویدادی صرفاً یک عملیات نظامی نیست؛ بلکه حادثه‌ای است که می‌تواند معادلات قدرت در داخل ایران را نیز دگرگون کند. این اتفاق در شرایطی رخ داد که جامعه ایران پیش از آن نیز با بحران‌های عمیق اقتصادی، سرکوب سیاسی و شکاف‌های اجتماعی گسترده روبه‌رو بود.
انتشار خبر کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی واکنش‌هایی متفاوت و حتی متضاد در جامعه برانگیخت. در برخی نقاط کشور گروهی از شهروندان در سوگ این رویداد گرد آمدند، در حالی که در شهرهای دیگر نشانه‌هایی از شادی یا ابراز امید به تغییر سیاسی مشاهده شد. همین واکنش‌های متضاد نشان داد که جامعه ایران تا چه اندازه دچار شکاف‌های عمیق اجتماعی و سیاسی شده است.

جامعه‌ای دوپاره و واکنش‌های متضاد اجتماعی
در روزهای پس از این رویداد، گزارش‌هایی از تجمعات خیابانی در شهرهایی مانند کرج، ایذه، دهداران، گله‌دار و لامرد منتشر شد. در برخی از این تجمعات نیروهای امنیتی با استفاده از گاز اشک‌آور و تیراندازی تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند. همزمان در شبکه‌های اجتماعی تصاویری از پایین کشیده شدن نمادهای حکومتی و سر دادن شعارهایی علیه ساختار سیاسی جمهوری اسلامی منتشر شد.
رسانه‌های رسمی حکومت در نخستین ساعات انتشار خبر، حمله به مراکز نظامی و کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی را تأیید کردند، اما روایت رسمی حکومت نتوانست تصویر یکدستی از واکنش جامعه ارائه دهد. در حالی که رسانه‌های حکومتی بر مراسم سوگواری تأکید داشتند، تصاویر منتشر شده در فضای مجازی از واکنش‌هایی کاملاً متفاوت حکایت می‌کرد.
برای بخشی از جامعه این رخداد نشانه‌ای از پایان یک دوره سیاسی تلقی شد. در برخی ویدئوهای منتشر شده شهروندانی دیده می‌شوند که از احتمال آغاز «دورانی تازه» سخن می‌گویند. با این حال واکنش حکومت سریع بود. محدودیت گسترده اینترنت و تشدید کنترل امنیتی نشان داد که ساختار قدرت همچنان تلاش می‌کند روایت رسمی خود از تحولات را بر جامعه تحمیل کند.
همزمان گزارش‌هایی از بازداشت معترضان و برخورد نیروهای امنیتی در شهرهایی مانند کرج، قزوین و شیراز منتشر شد. چنین واکنش‌هایی نشان می‌دهد که حتی در شرایط بحرانی نیز اولویت اصلی حکومت حفظ کنترل سیاسی و امنیتی بر جامعه است.

گسترش درگیری‌های نظامی و پیامدهای انسانی جنگ
در عرصه نظامی نیز تنش‌ها به سرعت گسترش یافت. نیروهای سپاه پاسداران و ارتش ایران حملات متقابلی را آغاز کردند؛ عملیاتی که در رسانه‌های رسمی با عنوان «وعده صادق» معرفی شد. پیامد این درگیری‌ها تلفات انسانی گسترده در ایران و برخی کشورهای منطقه بود.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده، صدها نفر در ایران جان خود را از دست داده‌اند و در میان آنان شمار قابل توجهی کودک دیده می‌شود. یکی از تلخ‌ترین رویدادها حمله موشکی به مدرسه‌ای در میناب بود که به کشته شدن ده‌ها دانش‌آموز انجامید. نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق کودکان نیز نسبت به افزایش قربانیان غیرنظامی در این درگیری‌ها هشدار داده‌اند.
در سوی دیگر این تقابل نظامی، گزارش‌هایی از تلفات نیروهای آمریکایی نیز منتشر شده و دامنه درگیری‌ها به برخی کشورهای منطقه کشیده شده است. چنین تحولاتی نشان می‌دهد که تقابل نظامی میان ایران و مخالفان منطقه‌ای آن می‌تواند به سرعت ابعاد گسترده‌تری پیدا کند.

مسئله ملیت‌ها و آینده دموکراسی در ایران
در کنار بحران نظامی و سیاسی، تحولات اخیر بار دیگر یکی از مهم‌ترین مسائل تاریخی ایران را به مرکز بحث‌های سیاسی بازگردانده است: مسئله ملیت‌ها و ساختار قدرت در کشور. ایران جامعه‌ای متکثر و چندملیتی است؛ ملیت‌های گوناگون با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و تاریخ‌های متفاوت در شکل‌گیری این سرزمین نقش داشته‌اند. با این حال ساختار سیاسی حاکم در دهه‌های گذشته عمدتاً بر تمرکز شدید قدرت در مرکز استوار بوده است.
تجربه تاریخی نشان می‌دهد که دموکراسی پایدار در جوامع چندملیتی بدون توزیع قدرت و به رسمیت شناختن حقوق ملیت‌ها امکان‌پذیر نیست. در چنین چارچوبی مفاهیمی مانند حق تعیین سرنوشت، عدم تمرکز سیاسی و مشارکت واقعی مناطق در اداره امور خود از عناصر اساسی هر نظم دموکراتیک آینده به شمار می‌روند.
در هفته گذشته، شکل‌گیری همپیمانی میان شش حزب کردستانی بار دیگر مسئله همکاری نیروهای سیاسی در میان ملیت‌های مختلف ایران را به موضوعی مهم تبدیل کرد. این همپیمانی نشان داد که نیروهای سیاسی با پیشینه‌های متفاوت نیز می‌توانند بر سر اصول مشترکی مانند دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق ملیت‌ها به توافق برسند.
با این حال این تحول با واکنش‌هایی تند از سوی برخی چهره‌های سیاسی روبه‌رو شد. از جمله رضا پهلوی در اظهاراتی احزاب کردستانی و بخشی از مردم کردستان را به تجزیه‌طلبی متهم کرد و حتی از امکان برخورد نظامی با چنین مطالباتی سخن گفت. چنین موضع‌گیری‌هایی بار دیگر نشان داد که یکی از جدی‌ترین چالش‌های آینده سیاسی ایران نه تنها عبور از جمهوری اسلامی، بلکه تعریف مفهوم دموکراسی و نحوه مدیریت تنوع ملی در کشور است.

نقش جنبش‌های اجتماعی و زنان در تحولات آینده
در همین حال در داخل ایران جنبش‌های اجتماعی همچنان نقش مهمی در تحولات سیاسی ایفا می‌کنند. در آستانه روز جهانی زن، بسیاری از فعالان مدنی بر اهمیت جنبش زنان در مسیر مبارزه برای آزادی و دموکراسی تأکید کرده‌اند.
جنبشی که در سال‌های اخیر با شعار «زن، زندگی، آزادی» شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین نیروهای اجتماعی در ایران امروز است. این جنبش توانسته است مطالبات مربوط به حقوق زنان را با مطالبات گسترده‌تر برای آزادی‌های مدنی و عدالت اجتماعی پیوند دهد. نقش زنان در اعتراضات سال‌های اخیر نشان داده است که بدون مشارکت فعال آنان هیچ گذار دموکراتیکی در ایران پایدار نخواهد بود.

لحظه‌ای تاریخی و پرسش از آینده
تحولات هفته گذشته نشان داد که ایران در تقاطع دو بحران قرار گرفته است: فشارهای خارجی و درگیری‌های نظامی از یک سو، و شکاف‌های عمیق اجتماعی و سیاسی در داخل کشور از سوی دیگر. مسئله امروز تنها تغییر یک حکومت نیست؛ مسئله شکل نظمی است که پس از آن ساخته خواهد شد.
اگر آینده ایران قرار است بر پایه دموکراسی بنا شود، این دموکراسی باید متکی بر آزادی، برابری و مشارکت واقعی همه ملیت‌ها در ساختار قدرت باشد. بدون چنین بنیانی، هر نظم سیاسی تازه‌ای نیز دیر یا زود با همان بحران‌هایی روبه‌رو خواهد شد که امروز جامعه ایران با آنها دست و پنجه نرم می‌کند.
ایران در آستانه یک دگرگونی تاریخی قرار گرفته است. اینکه این دگرگونی به سوی دموکراسی، برابری و همزیستی ملیت‌ها حرکت کند یا به بازتولید شکلی تازه از تمرکز قدرت و اقتدارگرایی بینجامد، پرسشی است که پاسخ آن نه در میدان‌های جنگ، بلکه در توان جامعه برای سازماندهی دموکراتیک آینده خود نهفته است.
زن، زندگی، آزادی

پست ٢