فراخوان به اعتصاب سراسری در میانه بن بست جنگ

بن بست در جنگ خلیج در هفته گذشته نیز همچون هفته‌های قبل ادامه یافت. در حالی که واشنگتن همچنان برتری نظامی قاطع خود را به نمایش گذاشت، رژیم ایران نشان داد که توانایی گسترش دامنهٔ جغرافیایی جنگ را دارد که نتیجه آن دشوارتر کردن مهار پیامدهای اقتصادی رویارویی در خلیج فارس برای دولت ترامپ در داخل آمریکا خواهد بود. در این هفته، آمریکا حلقه محاصره دریایی را بر رژیم ایران تنگتر کرد، طوری که فشار کمرشکن اقتصادی و بحرانهای متعدد داخلی بواقع رژیم ایران را در تنگنای خفگی قرار داده است. 

تشدید درگیری پس از آن رخ داد که حکومت ایران دو بار سعی کرد یک ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا را با موشک‌های بالستیک مورد هدف قرار دهد. نیروهای آمریکایی روز سه‌شنبه در پاسخ به حمله رژیم، پنج نفتکش ایرانی را منهدم کردند، اقدامی که بخشی از تلاش گسترده‌تر برای فلج کردن تجارت نفت ایران بود. صادرات نفت ایران که از پیش‌ به‌شدت کاهش یافته، اکنون از حدود ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز در بهار گذشته به حدود ۲۵۵ هزار بشکه در روز در ماه اوت رسیده است. در همین حال، ایالات متحده می‌گوید به بازگرداندن بخش قابل‌توجهی از جریان نفت از طریق تنگهٔ هرمز کمک کرده است که به نوعی تضعیف ابزار استفاده حکومت ایران از تنگه هرمز محسوب می‌شود.

با این حال، سپاه پاسداران همچنان به اقدامات تلافی‌جویانه ادامه می‌دهد. تهران موشک‌هایی به سوی اهداف آمریکایی در اردن شلیک کرد و زیرساخت‌های انرژی در سراسر خلیج فارس را مداوما تهدید می‌کند. الگوی در حال شکل‌گیری به‌طور فزاینده‌ای روشن است: واشنگتن می‌کوشد هر حملهٔ ایران را از نظر اقتصادی پرهزینه کند، در حالی که تهران تلاش می‌کند هرگونه تشدید تنش از سوی آمریکا را از نظر منطقه‌ای و سیاسی پرهزینه سازد.

حکومت ایران در این هفته آس حوثی‌ها را رو کرد. حوثی‌ها با عقب راندن نیروی نظامی مورد حمایت عربستان و پیشروی در یمن، تسلط خود در امتداد ساحل دریای سرخ یمن و در اطراف باب‌المندب را گسترش دادند که مشکلات اساسی را برای متحد آمریکا در منطقه ایجاد می‌کند. مطبوعات معتبر همچون نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال گزارش دادند که ترامپ درخواست محمد بن سلمان برای مداخله در مقابل حوثی‌ها را رد کرده است.

این موضوع اهمیت زیادی دارد زیرا عربستان سعودی، هم‌زمان با اختلال کشتیرانی توسط حکومت ایران در مسیر تنگهٔ هرمز، بیش از پیش به مسیرهای دریای سرخ وابسته شده است. پیشروی کنونی حوثی‌ها می‌تواند شکل‌گیری یک راهبرد قدرتمند در دو جبهه برای رژیم ایران باشد. سپاه پاسداران می‌تواند در شرق بر تنگهٔ هرمز فشار وارد کند، در حالی که حوثی‌ها کشتیرانی در اطراف باب‌المندب را تهدید می‌کنند. این دو آبراه در مجموع مسیرهای اصلی دریایی برای خروج صادرات انرژی شبه‌جزیرهٔ عربستان را تشکیل می‌دهند.

شبه‌نظامیان عراقی وابسته به حکومت ایران نیز یک نقطهٔ فشار دیگر محسوب می‌شوند که در این هفته حملاتی را بر علیه خطوط نفتی عربستان انجام دادند. مقام‌های منطقه‌ای از افزایش همکاری میان نیروهای حوثی و گروه‌های مسلح عراقی، از جمله هماهنگی‌هایی مرتبط با حملات علیه زیرساخت‌های عربستان سعودی، خبر داده‌اند. بغداد تلاش (وانمود) می‌کند این گروههای تروریستی را مهار کند، اما چندین گروه شبه نظامی دست پرورده سپاه پاسداران همچنان نفوذ قابل‌توجه نظامی و سیاسی در عراق دارند.

حکومت ایران، همچون هفته‌های گذشته، در حال القای این موضوع است که بیش از پیش می‌تواند در جنگ کنونی دوام بیاورد. رژیم ایران با تحمل فشار نظامی و اقتصادی آمریکا، در حالی که قیمت نفت را بالا نگه می‌دارد، زیرساخت‌های منطقه‌ای را تهدید می‌کند و نشان می‌دهد که برتری نظامی آمریکا لزوماً نمی‌تواند به یک توافق سیاسی قابل‌قبول برای واشنگتن منجر شود.

ادامه این وضعیت، ضعف اصلی واشنگتن را آشکار می‌کند. ایالات متحده می‌تواند کشتی‌های ایرانی را منهدم کند، صادرات نفت ایران را محدود کند و از بخش قابل‌توجهی از کشتیرانی در خلیج فارس محافظت کند. اما هنوز نشان نداده است که این دستاوردهای نظامی چگونه قرار است به امتیازات سیاسی از سوی ایران یا پایان درگیری منجر شوند.

رژیم ایران نیز با مشکل بیشتری روبروست. اقتصاد این کشور تحت فشار شدید قرار دارد و تلفات نظامی آن قابل‌توجه است، اما بنا بر گزارش منابع اطلاعاتی غرب و تحلیلگران، حکومت ایران همچنان به اندازه‌ای موشک، توانایی دریایی و نیروهای نیابتی در منطقه در اختیار دارد که بتواند رویارویی را برای آمریکا پرهزینه نگه دارد.

برای واشنگتن درگیری نظامی در خلیج فارس بسیار طولانی‌تر از آنچه در ابتدا مطرح شده بود ادامه یافته و هر روز برای ترامپ جدا کردن پیامدهای اقتصادی جنگ از سیاست داخلی مشکل‌تر می‌شود. قیمت نفت برنت در هفتهٔ جاری از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد، قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا به‌شدت افزایش یافته و بازارهای مالی در واکنش به نگرانی‌ها دربارهٔ اینکه افزایش هزینه‌های انرژی ممکن است دوباره تورم را شعله‌ور کند، دچار نوسان شده‌اند.

زمان‌بندی این وضعیت نیز برای حزب جمهوریخواه به‌ویژه دشوار است زیرا انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر نزدیک می‌شود. ترامپ این هفته اذعان کرد که ممکن است قیمت نفت تا زمان برگزاری انتخابات همچنان بالا بماند و استدلال کرده است که ایران عمداً رویارویی را طولانی می‌کند تا بر سیاست آمریکا تأثیر بگذارد. با این حال، هیچ مدرک عمومی و تثبیت‌شده‌ای وجود ندارد که جنگ، آنگونه که ترامپ اذعان می‌دارد، پس از انتخابات میان‌ دوره‌ای پایان یابد.

ادامه وضع موجود ترامپ را با تناقضی ناخوشایند روبه‌رو می‌کند. دولت او می‌تواند به دستاوردهای واقعی نظامی، به‌ویژه کاهش شدید صادرات نفت ایران و بازگشت نسبی کشتیرانی در خلیج فارس، اشاره کند. اما آمریکایی‌ها این درگیری را نه از طریق آمار مربوط به کشتیرانی، بلکه بیشتر از طریق قیمت بنزین، تورم و نااطمینانی تجربه می‌کنند.

با دریافت ضربات مهلک از سوی آمریکا، اقتصاد فروپاشیده،‌ تورم و بیکاری و موج نارضایتی مردمی، رژیم ایران اکنون بیش از پیش، هم در داخل دستگاه حکومتی و هم در مقابل مردم، با وضعیت بشدت شکننده‌ای روبروست. ظهور حسن روحانی، رئیس جمهوری پیشین نظام و اظهاراتی که از سوی باند غالب حکومت در شرایط جنگی گستاخانه تعبیر می‌شود، پیامدهای بیشتر از آن دارد که با چند پلاکارد در تجمعات شبانه عوامل حکومت مهار شود.

از سوی دیگر فراخوان اعتصاب سراسری در ۲۵ شهریور توسط ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران در سالگرد قتل ژینا و جنبش بزرگ زن زندگی آزادی، ابتکاریست که می‌تواند فشار را در شرایط بن بست کنونی بر حکومت افزایش دهد. ویژگی این فشار و در تنگنا قرار دادن جمهوری اسلامی داخلی بودن آن است و تسری یافتن آن به دیگر نقاط ایران چه بسا عواقب بسیار بزرگتری برای حکومت ایران نسبت به تهدیدات خارجی خواهد داشت.

پست ٢