گوشه‌هائی از وضعيت معيشتی-اقتصادی کنونی جامعه ايران

برگرفته از بولتن‌های “اخبار و گزارش های کارگر ی” ارديبهشت :

گوشه‌هائی از وضعيت معيشتی-اقتصادی کنونی جامعه ايران

  • مرکز آمار نرخ تورم فروردین ماه 1405 را نسبت به ماه مشابه سال قبل 5/73 درصد اعلام کرد
  • رونمایی قطره چکانی ازابربحران بیکاری وافزایش گرانی وتورم
  • برآورد خسارت سنگین قطع اینترنت در ایران
  • افزایش چند صد درصدی قیمت داروهای حیاتی،عدم بروزرسانی پوشش سازمان تامین اجتماعی وبیمه های تکمیلی برمبنای قیمت های جدید وبه شماره افتادن نفس‌ کارگران بیمار
  • روایت های کارگران از افزایش بیکاری و رشد بی‌سابقه هزینه‌های زندگی
    سبد معیشت بیش از 71 میلیون تومان شد/ حداقل دستمزد 88 دلار میلیون تومان/ کارگران برای خرید نان و تخم مرغ هم مشکل دارند
  • افزایش 3 برابری درخواست کارهای خدماتی؛ در انتظار لشکر بیکاران

* مرکز آمار نرخ تورم فروردین ماه 1405 را نسبت به ماه مشابه سال قبل 5/73 درصد اعلام کرد
طبق اعلام مرکز آمار، در فروردین امسال شاخص قیمت مصرف‌کننده خانوارهای کشور نسبت به ماه قبل 5 درصد، نسبت به ماه مشابه سال قبل 5/73 درصد و در 12 ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل 7/53 درصد افزایش داشته است.
* رونمایی قطره چکانی ازابربحران بیکاری وافزایش گرانی وتورم
مردم ایران در فاصله پس از جنگ 40 روزه زندگی خود را به نیاز‌های اساسی محدود کرده‌اند. به گزارش رویترز، قیمت‌ها از زمان آغاز جنگ 40 درصد افزایش یافته و مردم مسافرت، رستوران رفتن و خرید‌های غیرضروری یا کمتر ضروری را به شدت کاهش داده‌اند. شواهد در شبکه‌های اجتماعی حاکی از کاهش مسافران مترو، خالی شدن پارکینگ ادارات و کاهش یک‌ساعته ترافیک سنگین تهران از یک ونیم ساعت به نیم ساعت است، موضوعی که به افزایش بیکاری و تعویق دستمزد‌های فروردین ماه و کاهش قدرت خرید مردم نسبت داده شده است.
قاسم محمدی، معاون وزیر کار ایران، اخیراً اعلام کرد که 2 میلیون نفر در اثر جنگ بیکار شده‌اند. پیش‌تر او تأیید کرده بود که بیش از یک میلیون شغل از دست رفته است. احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز آمار ثبت‌نام‌کنندگان بیمه بیکاری را 147هزار نفر اعلام کرده که نسبت به سال قبل 50 هزار نفر افزایش را نشان می‌دهد. هادی کهال‌زاده، اقتصاددان، نیز هشدار داده که 10 تا 12 میلیون شغل که معادل حدود ۵۰ درصد نیروی کار است، در معرض خطر مستقیم و غیرمستقیم شرایط جنگی قرار دارند.
اوضاع صنایع بمباران شده نیز وخیم ارزیابی شده؛ به طوریکه صنایع پتروشیمی با اخراج بیش از 30 هزار کارگر در ماهشهر و عسلویه مواجه شده و زنجیره تأمین خودروسازی که یک میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم را پوشش می‌داد، مختل شده است. در بخش صنعت ساختمان نیز، 80 تا 90 درصد کارگران عملاً بیکار شده‌اند و شرکت‌های بزرگ بیش از 60 درصد نیرو‌های خود را تعدیل یا در مرخصی اجباری بدون حقوق قرار داده‌اند.
قطعی اینترنت مشکلات جنگ را بیشتر هم کرده است؛ به گونه‌ای که خاموشی به مدت 52 روز منجر به خسارت بیش از 18 میلیارد دلار شده است. زنان شاغل در اینستاگرام نیز به شدت آسیب دیده‌اند.
* برآورد خسارت سنگین قطع اینترنت در ایران
با گذشت ۶۳ روز از قطع سراسری اینترنت بین‌المللی، خسارت روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار مستقیم و تا ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار با احتساب اثرات غیرمستقیم برآورد می‌شود.
حدود ۱۰ میلیون نفر معیشتشان مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفته و گزارش‌های رسمی و صنفی از بیکاری حدود ۱ میلیون نفر به‌صورت مستقیم و تا ۲ میلیون نفر به‌ صورت غیرمستقیم، عمدتاً در کسب‌وکارهای کوچک و خانگی خبر می‌دهند.
مجموع خسارت این دوره بین ۱.۸ تا ۳ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود و با احتساب دوره‌های قبلی قطع در دی و بهمن، این رقم از ۴۰۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفته است.
برپایه گزارش رسانه ای شده،این آمار بر اساس اظهارات وزیر ارتباطات، اتاق بازرگانی، سازمان نظام صنفی رایانه‌ای و نت‌بلاکس بوده و محافظه‌کارانه محسوب می‌شود؛ به‌طوری که ابعاد واقعی خسارت و بیکاری پنهان احتمالاً بیش از این است.
* افزایش چند صد درصدی قیمت داروهای حیاتی،عدم بروزرسانی پوشش سازمان تامین اجتماعی وبیمه های تکمیلی برمبنای قیمت های جدید وبه شماره افتادن نفس‌ کارگران بیمار
همه می‌دانیم که امروز بین 45 تا بیش از 52 درصدِ حقوق دریافتی کارگران صرف هزینه‌های مسکن می‌شود. چون بحث مسکن ضرورت است، در کنار آن، سلامت نیز از مولفه‌هایی است که شوخی ‌بردار نیست و باید به طور جدی مدنظر قرار گیرد.
گرانی افسارگسیخته دارو و ناتوانی سازمان‌های بیمه‌گر در به‌روزرسانی پوشش‌های حمایتی، به یکی از جدی‌ترین بحران‌های این روزهای جامعه کارگری تبدیل شده است. در شرایطی که دستمزدها حتی کفاف نیمی از هزینه‌های ماهانه را نمی‌دهد و بخش عمده درآمد خانوار بلعیده هزینه مسکن می‌شود، افزایش چند صد درصدی قیمت داروهای حیاتی، کارگران بیمار را به بن‌بست کشانده است. معضل اصلی اینجاست که داروهایی که نیاز مبرم و روزمره بسیاری از بیماران کارگر است، با افزایش شدید قیمت مواجه شده‌اند، اما سازمان تامین اجتماعی همچنان هزینه‌ها را بر مبنای قیمت‌های قدیم و منسوخ‌شده محاسبه و پوشش می‌دهد.
نتیجه این شکاف عمیق، فروش دارو با قیمت آزاد در بسیاری از داروخانه‌هاست؛ مابه‌التفاوتی سنگین که پرداخت آن از توان جامعه کارگری با این حقوق‌های ناچیز، به هیچ‌وجه ساخته نیست. کارگرانی که نه برای شعارهای انتزاعی، بلکه برای خانه و زندگی‌شان و کشوری که تمام جوانی‌شان را برای ساختنش گذاشتند، هر روز عرق می‌ریزند، اکنون در برابر پیشخوان داروخانه‌ها با دست خالی و استیصال رها شده‌اند. این استعفای عملی نهادهای متولی از وظایف قانونی‌شان در حوزه درمان، نه تنها امنیت روانی، بلکه حیات و نفس کشیدن اقشار مزدبگیر را به گروگان گرفته است.
روایت یک کارگر؛ از تایید پزشک معتمد تا شوک قیمت‌ها در داروخانه
یکی از کارگران ساکن مشهد که با این بحران دارویی مواجه شده است، در تشریح تجربه تلخ خود در مراجعه به داروخانه می‌گوید: «حدود ده سال است که درگیر بیماری دیابت هستم و انسولین تزریق می‌کنم. هفته‌های قبل با توجه به اینکه انسولین نداشتم، به پزشک مراجعه کردم. طبق اسناد، پایش و نظارتی که مدیریت درمان سازمان تامین اجتماعی دارد، آنچه را که دکتر تجویز می‌کند، پزشک معتمد مدیریت درمان نیز بررسی کرده و حتی بیمار را معاینه می‌کند؛ در نهایت بر مبنای تجویز پزشک، صحه می‌گذارند که میزان انسولین مصرفی منطبق با نیاز بیمار است و بدنش به آن نیاز دارد. »
این کارگر در ادامه می‌افزاید: «با توجه به میزان مصرفم، مدیریت درمان سهمیه‌ای را تایید کرده است که طبق آن باید در بازه زمانی شصت روزه، ده قلم انسولین استفاده کنم. در همان روزها، با این تاییدیه به داروخانه مراجعه کردم. متاسفانه ما با شرکت‌های بیمه تکمیلی هم به طور متناوب چالش داریم؛ بسیاری از این شرکت‌های بیمه‌گر خدمات‌شان را به‌روز و آنلاین ارائه نمی‌دهند. معمولاً داروخانه‌ها از بیمارانِ طرف قراردادِ شرکت‌های بیمه‌گر پول دریافت می‌کنند و می‌گویند اسناد و فاکتور را بگیرید و خودتان در پروسه و بروکراسی اداریِ بیمه، پیگیر دریافت هزینه‌ها باشید. در صورتی که وقتی مراجعه می‌کنیم، داروخانه باید همان‌جا خدمات را به صورت رایگان محاسبه کند و اگر درصد اختلافی هست، از بیمار اخذ شود. به هر حال، با سلام و صلوات مراجعه کردیم و پرسیدیم که آیا سیستم وصل است و اینترنت مشکلی ندارد تا بتوانند خدمات شرکت طرف قرارداد را اعمال کنند؟ گفتند نه، موردی ندارد. وقتی این را شنیدم، نفسی از سر آسودگی خیال کشیدم که دیگر نیاز به پرداخت مبالغ سنگین از جیب نیست.»
او با اشاره به لحظه مواجهه با قیمت‌های جدید می‌گوید: «چند دقیقه گذشت. مسئول فنی داروخانه صدایم زد و گفت آقا ببخشید، با توجه به اینکه برای شما انسولین تجویز شده، باید بدانید که الان قیمت «لانتوس» به هفتصد و پنجاه هزار تومان و «نوومیکس» به یک میلیون و پانصد هزار تومان رسیده است. پوشش بیمه‌ای روی همان قیمت‌های قدیم مانده در حالی که قیمت دارو بی‌رویه و چند صد درصد افزایش پیدا کرده است. داروخانه به ما اعلام کرد که قرار بوده جلسه‌ای برگزار شود و این موضوع حل و فصل شود، اما آن جلسه هنوز تشکل نشده و تا آن زمان، هزینه با خودِ بیمار است. »
این بیمار می‌افزاید: «چند روز بعد بود که قیمت‌های دارویی به روز شد و توانستم با استفاده از بیمه تکمیلی دارویم را بگیرم. این تاخیر اما فشار و استرس زیادی به من وارد آورد.»
بخشی ازیک گزارش رسانه ای شده بتاریخ 13 اردیبهشت

* روایت های کارگران از افزایش بیکاری و رشد بی‌سابقه هزینه‌های زندگی
سبد معیشت بیش از 71 میلیون تومان شد/ حداقل دستمزد 88 دلار میلیون تومان/ کارگران برای خرید نان و تخم مرغ هم مشکل دارند
سبد معیشتی که در مذاکرات مزدی امسال محاسبه شد، چندان واقعی نبود اما دستمزد با همه مزایا حتی به 60 درصدِ سبد معیشت 45میلیون تومانی هم نرسید. همان سبد غیرواقعیِ 45 میلیون تومانی، همین امروز، به 71 میلیون و 300 هزار تومان رسیده است.
«دلار امروز چند است»، این سوالی‌ست که هر روز ذهن مردمِ متعلق به دهک‌های فرودست و متوسط را بدجور به خود مشغول می‌کند. مهاری برای تورم نیست و هر روز -دقیقاً هر روز- قیمت‌ها با یک جهش تازه مواجه می‌شوند؛ سبد خریدِ امروز «حتماً» گران‌تر از سبد خریدِ دیروز است.
سیزدهم اردیبهشت، نرخ دلار آمریکا، سقف 186 هزار تومان را شکست و بعید نیست که قیمت دلار خیلی زود به مرز بی‌سابقه‌ی 200هزار تومان برسد؛ در عین حال، دیگر توصیف مناسبی برای قیمت‌ها در حوزه خوراکی‌ها و درمان یافت نمی‌شود؛ واژه‌ها و توصیفاتی مانند «کمرشکن» یا «نجومی»، مدتی‌ست که در دنیای عینی، معنای واقعی خود را از دست داده‌اند: هر دانه تخم مرغ 20 هزار تومان یا بیشتر، هر کیلو برنج درجه دو ایرانی، 400 هزار تومان و هر کیلو گوشت قرمز در بازار، بیش از 2 میلیون و 200هزار تومان قیمت دارد.
در همین حین، ارزش واقعی دستمزد کارگران به پایین‌ترین میزان در دهه‌های اخیر سقوط کرده است؛ حداقل دستمزد به اضافه‌ی تمام مزایا، کمتر از 100 دلار است، چیزی حدود 88 دلار؛ و این معنایی ندارد جز اینکه کارگر ایرانی یک ماه در شرایط بحران و استرس زحمت می‌کشد و عرق می‌ریزد اما پایان ماه حتی 100 دلار هم حقوق نمی‌گیرد! به راستی اگر یک دوره دیگر جنگ و بمباران اتفاق بیفتد، نمودارهای سقوط ارزش دستمزد و نرخ بیکاری کارگران، چه شکل و شمایلی پیدا می‌کند؟!
روایتی از شرایط سخت
«علی» کارگر بیکارشده‌ی یک شرکت تولیدی که بعد از جنگ 12 روزه‌ی تابستانِ پارسال شغل خود را از دست داده، بهمن ماه به عنوان سرایدار در یک مجتمع مسکونی شمال شهر با حقوق ماهانه 21 میلیون تومان استخدام شده؛ او که ساکن یافت‌آباد جنوبی و سرپرست یک خانواده‌ی سه نفره است؛ ماهی 10 میلیون تومان کرایه خانه می‌دهد و چاله چوله‌های زندگی را با رانندگی اسنپ پُر می‌کند؛ خودش می‌گوید: «چاله‌های زندگی ما دیگر به هیچ وجه پُر نمی‌شود؛ دو ماه است گوشت قرمز نخورده‌ایم؛ دو ماه است با همسرم سر مسائل مالی حرف نمی‌زنم؛ ما تا مرز طلاق پیش رفته‌ایم؛ فقط چیزی که ما را به عنوان یک «خانواده» کنار هم نگه داشته؛ پسر سه ساله‌ام است که از همین الان طعم محرومیت را می‌چشد؛ من برای این بچه نمی‌توانم مواد غذایی کافی بخرم. من شرمنده خانواده هستم….».
این کارگر خسته که نایی برای صحبت کردن و بیان مشکلاتش ندارد؛ می‌گوید: صحبت از تورم و گرانی دیگر فایده ندارد، کلافه‌کننده است؛ ما ته چاه فقریم؛ فقط با قرض و نسیه زنده‌ایم و دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم…
علی معتقد است اگر گشایشی ایجاد نشود، خانواده‌های بسیاری مثل خانواده کوچک و پریشان او، کاملاً از هم می‌پاشند. او تاکید می‌کند: «امثال ما آینده‌ای ندارند.»
واقعاً صحبت از گرانی و تورم، دیگر هیچ فایده‌ای ندارد؛ داده‌های میدانی و حتی اعداد رسمی، «اعجاب انگیز» و مبهوت‌کننده‌اند. کارگران و مزدبگیران نه تنها نمی‌توانند کرایه خانه و هزینه‌های درمان را تقبل کنند، بلکه توان خریدِ آن‌ها در حوزه خوراکی‌ها نیز به مرز صفر نزدیک شده؛ حذف شدن از لیست خرید، فقط محدود به کالاهای گران مثل آجیل یا گوشت قرمز نیست، کارگران دیگر استطاعتِ خریدِ برنج، مرغ و تخم مرغ را هم ندارند!
براساس داده‌های رسمی اعلامی، تورم نقطه به نقطه در فروردین ماه، به 5/73 درصد رسیده است؛ یعنی در فروردین امسال، مردم برای خرید یک مجموعه ثابت از کالاها و خدمات (که لزوماً همان سبد خرید متداول مردم نیست) باید 5/73 درصد بیش از فروردین سال قبل هزینه کنند؛ نرخ این شاخص تورمی، بی‌سابقه است و نشان از وضعیت هشدار دارد. در عین حال، نرخ تورم سالانه کشور در فروردین ماه 1405 برابر 7/53 درصد اعلام شده است که دامنه تغییرات آن برای دهک‌های مختلف هزینه‌ای از 52 درصد برای دهک دهم، تا 2/58 درصد برای دهک دوم است. بر این اساس، فاصله تورمی دهک‌ها در این ماه به 2/6 واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل (5/0واحد درصد) 2/1واحد افزایش داشته است.
در حالی که تحولات اقتصادی و فشارهای ناشی از تنش‌های منطقه‌ای بر بازار کار کشور سایه افکنده است، کارگران آذربایجان غربی نیز از پیامدهای مستقیم این شرایط بر امنیت شغلی و معیشت خود می‌گویند.
افزایش بیکاری هم‌زمان با رشد بی‌سابقه هزینه‌های زندگی، شرایط معیشتی کارگران آذربایجان غربی را بیش از گذشته دشوار کرده است. کارگران بیکار شده در نقاط مختلف استان از «تشدید ناامنی شغلی» و «سخت‌تر شدن تأمین نیازهای اولیه خانواده» سخن می‌گویند.
بسیاری از آن‌ها که در ماه‌های اخیر شغل خود را از دست داده‌اند، تأکید می‌کنند که «سختی زندگی» بیش از هر زمان دیگری بر خانواده‌های کارگری سنگینی می‌کند.
طبق اعلام اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی آذربایجان غربی، این استان اگرچه یکی از کمترین میزان‌های تعدیل نیرو را نسبت به سایر استان‌ها تجربه کرده، اما تعدادی از کارگران در بخش‌های مختلف همچنان با بیکاری و بی‌ثباتی شغلی روبه‌رو هستند. بیشترین تعدیل نیروی ثبت‌شده مربوط به واحدهای مهدکودک بوده که با تعطیلی این مراکز، شمار قابل‌توجهی از نیروها با کاهش درآمد و بیکاری مواجه شده‌اند.
همچنین بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد در جنگ 33 واحد کارگاهی در استان دچار آسیب شده‌اند، که27 واحد غیرمستقیم و 6 واحد به‌صورت مستقیم تحت تأثیر قرار گرفته‌اند که از میان آن‌ها تنها یک کارگاه فعال مانده و پنج واحد دیگر غیرفعال شده‌اند.
درکنار این مشکلات، حادثه تلخ کارخانه نشاسته‌سازی نقده که به جان باختن 10 کارگر انجامید، بار دیگر ضرورت توجه ویژه به امنیت شغلی، ایمنی محیط کار و حمایت از قشر کارگر را یادآور شد.
کارگران بیکار شده در گفتگوهای خود مهم‌ترین دغدغه‌شان را «معیشت روزانه، آینده نامعلوم و ناتوانی در تأمین هزینه‌های ضروری زندگی» عنوان می‌کنند و خواهان حمایت‌های موثرتر در حوزه بیمه بیکاری، ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار و برخورد جدی با واسطه‌گری در بازار کار هستند.
بیکاری و افزایش دوبرابری اجاره خانه
یکی از کارگران سابق یک کارگاه تولیدی در ارومیه می‌گوید: قیمت اجاره خانه از پارسال دو برابر شده، هزینه مواد غذایی هر هفته بالا می‌رود، اما هیچ کاری پیدا نمی‌شود.
خود درمانی به جای مراجعه به پزشک
کارگر دیگری به افزایش هزینه های درمان اشاره کرده و می گوید: با افزایش ویزیت پزشکان و بیکاری ناچار به خود درمانی روی آورده ایم.
در کنار این مشکلات اقساط وام هایی که بر اثر بیکاری به تعویق افتاده نیز شرایط معیشتی کارگران را بیش از پیش دشوار کرده است.
کارگرانی که در ماه‌های اخیر به‌دلیل تعطیلی یا رکود واحدهای تولیدی بیکار شده‌اند، از ناتوانی در پرداخت اقساط وام‌هایی می‌گویند که در سال‌های گذشته برای خرید مسکن، لوازم‌خانگی یا پوشش هزینه‌های ضروری دریافت کرده بودند. تعویق چندماهه پرداخت‌ها، موجب شده تا برخی از آنان با اخطارهای بانکی یا تهدید به ضبط ضمانت‌نامه‌ها و سفته‌ها مواجه شوند.
تماس های مکرر بانک برای پرداخت اقساط وام
یکی از کارگران بیکار شده در ارومیه می‌گوید: دو ماه است قسط وامم را نتوانسته‌ام بدهم. قبلاً با کار در کارخانه حداقل درآمد ثابتی داشتم، اما حالا شغلی که ندارم هیچ هر روز هم از بانک برای اقساط عقب افتاده با من تماس می گیرند.
بیکاری، تورم بالا و بدهی بانکی، فشار روانی و اقتصادی سنگینی بر طبقه کارگر وارد کرده است. در شرایطی که درآمدها ثابت مانده و هزینه‌ها افزایش یافته، ادامه روند فعلی می‌تواند موج دوم فقر و ناتوانی مالی را در میان خانوارهای کارگری ایجاد کند.
در کنار این مشکلات، گزارش‌ها از رشد چشمگیر هزینه‌های ضروری زندگی در استان خبر می‌دهد. اجاره‌بهای مسکن، قیمت مواد خوراکی، لبنیات و حمل‌ونقل از مهم‌ترین مواردی هستند که به گفته کارگران کمرشکن شده است. اکنون بسیاری از کارگران حتی در صورت اشتغال، با حقوق ناچیز و تحت قراردادهای موقت، توان گذران زندگی را ندارند که در کنار بیکاری، افزایش هزینه‌های روزمره به بحران معیشتی دامن زده است.
در برخی مناطق شهری، اجاره‌خانه تا 100 درصد افزایش یافته و قیمت مواد خوراکی مانند برنج، لبنیات و گوشت قرمز برای خانواده‌های کارگری به سطحی رسیده که دیگر حضورشان در سفره روزمره عادی نیست.
ترکیب بیکاری و تورم، موجب شده بسیاری از کارگران دیگر امیدی به آینده شغلی پایدار نداشته باشند و به مشاغل موقت یا غیررسمی با درآمد پایین پناه ببرند که اغلب این شغل‌ها فاقد بیمه و امنیت هستند.
بخش هایی از 2 گزارش رسانه ای شده بتاریخ 15 اردیبهشت

* افزایش 3 برابری درخواست کارهای خدماتی؛ در انتظار لشکر بیکاران
از اول تا دوازدهم اردیبهشت امسال نسبت به سال قبل، نظافت و پذیرایی 239 درصد، برق‌کاری 220 درصد، لوله‌کشی 176 درصد، سرمایش 150 درصد و خدمات و تعمیرات ساختمان 140 درصد رشد ثبت ‌نام داشته است.
بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ 15 اردیبهشت،تازه‌ترین داده‌های یکی از پلتفرم‌های ارائه خدمات، نشان از افزایش تقاضای کار و ثبت‌نامی‌های جدید دارد؛ انجام‌ کارهای خدماتی بدون تخصص مانند نظافت و پذیرایی بیشترین میزان درخواست کار را داشته و سن درخواست‌ها بالا رفته و همچنین افرادی که قبلا ثبت‌نام کرده بودند اما همکاری نمی‌کردند، درخواست بازگشت به کار داده‌اند.
بر اساس اعلام روابط عمومی آچاره ، تعداد کل متخصصان ثبت‌نامی در شش روز ابتدایی اردیبهشت امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل، 17 درصد رشد داشته است. در بین مهارت‌های موجود در آچاره، دسته‌بندی اصلی نظافت و پذیرایی تنها خدماتی هستند که فرد برای ثبت‌نام در آن نیاز به ارائه مدرک فنی،‌ جواز کسب یا مدرک دانشگاهی ندارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که متقاضیان کار در این بخش‌ها در فروردین امسال نسبت به سال قبل هفت درصد و در 11 روز ابتدای اردیبهشت نسبت به مدت مشابه سال گذشته، 239 درصد رشد داشته است؛ یعنی در مجموع 46 درصد.
آن‌طورکه آمارها نشان می‌دهد بیشتر متخصصان ثبت‌نامی مرد هستند، آمارهای سال گذشته هم نشان می‌دهد که سهم ثبت‌نام متخصصان مرد نسبت به زنان از 65 درصد به 76 درصد رسیده بود. نکته دیگر درباره سن درخواست‌کنندگان ارائه خدمات است. به طوری که از ابتدای فروردین تا 12 اردیبهشت امسال هفت درصد از متخصصان ثبت‌نامی 50 سال به بالا بودند، در حالی که در دوره مشابه سال گذشته، این عدد شش درصد از متخصصان ثبت‌نامی بود.
همچنین از اول فروردین تا دوازدهم فروردین سال گذشته درصد متخصصان ثبت‌نامی 50 سال به بالا نسبت به کل متخصصان ثبت‌نامی شش درصد بود که این عدد در دوره مشابه امسال، به 11درصد رسیده است. برق‌کاری، خدمات و تعمیرات ساختمان، سرمایش و گرمایش، لوله‌کشی، نظافت و پذیرایی پنج سرویسی است که بیشترین رشد ثبت‌نام را داشته‌اند. بر همین اساس از اول تا دوازدهم اردیبهشت امسال نسبت به سال قبل، نظافت و پذیرایی 239 درصد، برق‌کاری 220 درصد، لوله‌کشی 176 درصد، سرمایش 150 درصد و خدمات و تعمیرات ساختمان 140 درصد رشد ثبت‌نام داشته است.
متقاضیان نظافت و پذیرایی، سه برابر شد
بیشترین رشد ثبت‌نام در مهارت نظافت و پذیرایی هم در اردیبهشت رخ داده که نسبت به سال قبل تقریبا سه برابر شده است. اما موضوع دیگر که قابل توجه است، برگشت به کار متخصصانی است که همکاری‌شان را با اپلیکیشن قطع کرده بودند، مثلا متخصصانی که چند سال قبل ثبت‌نام کرده بودند و بعد از چند بار همکاری، به سمت بازار سنتی رفته‌ بودند، حالا آنها هم با توجه به نبود کار در بخش سنتی، به سمت اپلیکیشن آچاره رفته‌اند. برخی از متخصصان هم به دلیل اینکه از پس هزینه‌های زندگی در تهران برنمی‌‌آیند، به شهرهای دیگر یا شهر خودشان بازگشته‌اند و درخواست کار برای همان شهر را دارند. اما نکته اینجاست که مهارت موردنظر آنها ممکن است در تهران درخواست‌های زیادی داشته باشد اما در شهر خودشان این احتمال کمتر است و ممکن است آنجا هم با کاهش سفارش‌ها مواجه شوند. بررسی‌های این تیم همچنین حکایت از این دارد که در دوره موشک‌باران، تعدادی از ثبت‌نام‌کرده‌ها که به شهرهای دیگر رفته بودند، درخواست می‌کردند تا مهارت آنها در همان شهر هم فعال شود و آنها بتوانند در شهر دیگر هم به صورت موقت کار کنند.
افزایش درخواست بازگشت به کار
بهمن امام، مدیرعامل و هم‌بنیان‌گذار اپلیکیشن خدمات آچاره است. او تجربه 10 سال مدیریت این پلتفرم را دارد و شاهد تغییرات قابل توجهی از گذشته تاکنون بوده است. حرف‌های او تأییدکننده بررسی‌های انجام‌شده از سوی تیمش است. او می‌گوید میزان تقاضای کار در این پلتفرم زیاد شده، به طوری که از ابتدای اردیبهشت تاکنون در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، 30 درصد رشد ثبت‌نام داشته‌اند. بر اساس اعلام او، تغییرات در زمینه ثبت‌ درخواست کار در اردیبهشت یعنی پس از آتش‌بس و بازگشت مردم به شرایط عادی خودش را نشان داده است؛ یعنی زمانی که ادارات و شرکت‌ها دست به تعدیل زدند و خیلی‌ها بیکار شدند.
به گفته او، نکته قابل توجه دیگر در تغییر وضعیت‌ها، بازگشت به کار کسانی است که قبلا برای ارائه خدمات در این سامانه ثبت‌نام کرده بودند اما به هر دلیلی همکاری نمی‌کردند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از آنها تقاضای فعالیت مجدد و بازگشت به سیستم را داده‌اند.
سؤال اینجاست که آیا این افراد، کار در پلتفرم ارائه خدمات را برای شغل اول می‌خواهند یا شغل دوم؟ بهمن امام پاسخ می‌دهد که براساس پرسش‌نامه‌هایی که قبلا توسط این افراد پر شده بود، بخش قابل توجهی از درخواست‌ها برای شغل دوم است؛ البته اطلاعات دقیقی در این زمینه وجود ندارد: «درخواست کار، هم برای شغل دوم است و هم شغل اول. ما امسال شاهد تعدیل‌های گسترده‌ای بودیم و به نظر می‌رسد بخش قابل توجهی هم برای شغل اول درخواست داده‌اند».
موضوع دیگری که از سوی مدیرعامل آچاره مطرح می‌شود، درخواست بالا برای انجام خدمات نظافت است که آمارها هم همین موضوع را تأیید می‌کند. او می‌گوید افزایش درخواست کار در رده‌های مختلف شغلی در اردیبهشت به طور متوسط 30 درصد است اما در زمینه ارائه خدمات نظافت، این رشد بیش از 200 درصد بوده است؛ یعنی شغلی که نیاز به تخصص ویژه و پیچیده‌ای ندارد.
مسئله بعدی مرتبط با تحصیلات این افراد است. سؤال این است که آیا میزان تحصیلات افرادی که درخواست کار می‌کنند بالاتر رفته؟ امام توضیح می‌دهد: «درخواست‌کنندگان قشر متنوعی هستند. عمدتا تحصیلات بالایی ندارند و اغلب سیکل و دیپلم دارند اما در میانشان حدود 10 تا 20 درصد هم دانشجو و تحصیل‌کرده‌اند و حتی بینشان دانشجوی دکترا هم داشته‌ایم».
کاهش ثبت سفارش
او می‌گوید در این یک دهه روند مشخصی طی نشده اما نکته اینجاست؛ وقتی بی‌ثباتی وجود داشته باشد، در هر دو بخش تقاضا و عرضه خدمات با ریزش مواجه می‌شوند. مثلا در دوره جنگ و موشک‌باران، ثبت سفارش‌ها کم می‌شود و از آن طرف تعداد متخصصان هم پایین می‌رود. اما وقتی ثبات در کشور حاکم است عرضه و تقاضا رشد می‌کند، مثلا دوره‌هایی هم بوده که وضع مملکت خوب بوده و این پلتفرم حتی با کمبود نیروی متخصص مواجه شده اما در مقابل هم در دوره‌هایی مثل الان کمبود سفارش وجود دارد. همه اینها به شرایط عمومی برمی‌گردد.
درخواست کارمندان برای ارائه خدمات
نکته دیگر را «سهیل پروین»، مدیر لاین فنی آچاره می‌گوید. او توضیح می‌دهد که میزان درخواست کار برای تعمیر سیستم‌های سرمایش – گرمایش بسیار زیاد شده است؛ خیلی از آنها هم کارمندان بخش‌های دیگر هستند. مثلا ممکن است خودشان در تأسیسات یک نهاد یا دانشگاهی مشغول به کار باشند و حالا درخواست کار برای فعالیت در این اپلیکیشن را دارند: «در سال‌های گذشته ما برای تعمیر چیلر با کمبود نیرو مواجه‌ بودیم چون اساسا افرادی هم که این دستگاه را تعمیر می‌کنند تعدادشان کم است اما امسال درخواست کار برای این بخش زیاد بود. یا مثلا برای تعمیر کولر آبی همیشه به متخصصان فراخوان می‌دادیم اما امسال بدون فراخوان تعداد خیلی زیادی ثبت‌نام کرده‌‌‌اند». او معتقد است، کسانی که به صورت فصلی کار می‌کردند با مشکل کار مواجه شده‌اند و حالا ناچار شده‌اند به سمت کارهای دیگر بروند.
در انتظار لشکر بیکاران
پیش از این در اوایل اردیبهشت پلتفرم جاب‌ویژن که در زمینه کاریابی فعالیت می‌کند، اعلام کرد که فقط در یک روز، 318 هزار درخواست کار در این پلتفرم ثبت شده است؛ آماری که نشان‌دهنده افزایش شدید تقاضای کار در مقابل کاهش فرصت‌های شغلی است.
داده‌های این پلتفرم نشان می‌دهد که اگرچه ناهماهنگی میان عرضه و تقاضای نیروی کار در سال‌های گذشته نیز مشاهده می‌شد، اما داده‌های یکی، دو ماه اخیر این پلتفرم حاکی از عمیق‌ترشدن این شکاف است که تحت تأثیر جنگ و قطعی طولانی‌مدت اینترنت رخ داده است.
ماجرا اما به اینجا محدود نمی‌شود؛ تاکسی‌های اینترنتی هم با افزایش تقاضای کار مواجه شده‌اند اما در مقابل میزان درخواست سفرها کاهش یافته است. پدرام سلطانی، فعال اقتصادی و کارآفرین است. او معتقد است فقط دو راه برای خروج از این وضعیت وجود دارد؛ یکی برقرارکردن اینترنت و دومی پیش‌بردن مذاکرات به سمت پایان جنگ. او از آمارهای منتشرشده در زمینه افزایش ارسال رزومه‌های کاری و بالارفتن میزان متقاضیان برای کارهای خدماتی و تاکسی‌های اینترنتی اطلاع دارد و می‌گوید همه اینها به شرطی برای افراد درآمدزا می‌شود که در مقابل تقاضا هم وجود داشته باشد. مردم در شرایط اقتصادی نامناسب و فقر، قطعا میزان گرفتن خدماتشان هم کم می‌شود. مثلا دیگر دنبال نظافتچی نیستند یا تعمیرات را خودشان یا اطرافیانشان انجام می‌دهند. تاکسی‌های اینترنتی هم همین‌طور است. به هر حال ظرفیت‌هایی برای کار وجود دارد. وقتی دانشجویان و دانش‌آموزان نه دانشگاه می‌روند و نه مدرسه و معلمان هم در خانه هستند یا تعداد زیادی بیکارند، قطعا درخواست سفرشان هم کم می‌شود. بنابراین مسئله بزرگ‌تر بیکاری است.
سلطانی بر این نظر است که در آینده نزدیک با لشکر بیکاران مواجه می‌شویم که خود می‌تواند امنیت اقتصادی را به خطر بیندازد. به گفته او، مسئولان به طور مستقیم درباره اهمیت اینترنت و اینکه چقدر روی مشاغل تأثیر گذاشته صحبت می‌کنند اما در نهایت اقدامی در این راستا نمی‌شود. مردم اکنون تا اندازه‌ای نگران جنگ و شرایط جنگی‌ هستند اما به هر حال این نگرانی یک روز تمام می‌شود و آن زمان است که ما با لشکر بیکاران مواجه شویم.
نکته دیگری که مورد توجه این فعال اقتصادی است، فشار روی بیمه‌‌های تأمین اجتماعی است: «شاید تمام کسانی که بیکار شده‌اند از بیمه استفاده نکنند اما باز هم همان تعداد باقی‌مانده فشار قابل توجهی به بیمه‌ها وارد می‌کند که متأسفانه دیده نشده. به طور کلی، تبعات این اتفاقات می‌تواند به اندازه یک جنگ، چالش ایجاد کند.»

akhbarkargari2468@gmail.com

پست ٢