!! روس و چین در کنار جمهوری اسلامی;  علیه  مردم ایران

روس و چین در شرایط کنونی  در درگیری‌های نظامی آمریکا با جمهوری اسلامی در کنار جمهوری اسلامی هستند ! همین جمهوری اسلامی که با یاری آمریکا و مشاورینش در ساواک و ارتش “شاهنشاهی” در ایران به قدرت رسید، مردم را فریب دادند و در استقرار جمهوری اسلامی به او یاری رساندند!

هر چند که اسرائیل و کشورهای اروپایی بخصوص آمریکا یاری رسان جمهوری اسلامی علیه رژیم صدام بودند ولی صدام در آن جنگ با جمهوری اسلامی پیروز شد و اگر اشتباه حمله به کویت را انجام نداده بود ناتو وارد جنگ با او نمی شد و صدام شکست نمیخورد و جمهوری اسلامی سلطه بر عراق پیدا نمی کرد  همچنین ایران اسلامی و عراق اسلامی یاری رسان آنزمان جهان غرب در پیشگیری و پیشروی روس‌ها در غرب آسیا نبودند و وضعیت منطقه و کشورهای عربی شاید به گونه دیگری می شد !

هر چند که جمهوری اسلامی در آن زمان در چارچوبه منافع غرب و آمریکا تصمیم گیریهای سیاسی اتخاذ می کرد، اما شرایط سیاسی منطقه بعد از سقوط سوسیالیزم روسی تغییر کرد !

البته دشمنی با کمونیسم همان فصل مشترک جمهوری اسلامی و جهان سرمایه داری بود !  چرخش سیاسی جمهوری اسلامی به سمت روس به جای آمریکا در راستای دگرگونی‌های سیاسی بود که در مسکو و بلوک شرق بوجود آمد ! اما ابتدا از جمهوری اسلامی آغاز کنیم و شکل گیری اسلام سیاسی !

علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهور ایران به چند کشور دنیا ، که از جنبه های سیاسی در آن زمان در هماهنگی با سوسیالیسم روسی بودند ملاقات کرد! مثل سوریه( حافظ اسد)، لیبی( قذافی) ، کره شمالی (پیوند بانک )و چین(دنگ شیائوپینگ) ! بخصوص ملاقات با چین که در سال ۱۳۶۸ بوده است !

موضوع سیاسی مهم این است که علی خامنه ای چگونه ولی فقیه شد، در صورتی که از لحاظ اسلامی این موقعیت را نداشت!؟

 “سید علی خامنه‌ای از ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ (  ۱۹۸۹ )با رای مجلس خبرگان رهبری به‌عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. نظریه سیاسی مبنای حکومت ایشان، «ولایت مطلقه فقیه» است که پیش از آن در دی ۱۳۶۶ توسط آیت‌الله خمینی تبیین شده بود.”( مکتوب شده است)

“از سوی دیگر نقل قول این مطلب از حاج سید احمد خمینی که حضرت امام به هنگام مسافرت اخیر آیت الله خامنه‌ای به کره شمالی و مشاهده تصویر ایشان از تلویزیون بر شایستگی ایشان برای رهبری تأکید ورزیده‌اند، این واقعیت برای اعضای خبرگان روشن می‌گردد که حضرت امام تا آخرین روزها  بر این نظر خود ثابت بوده‌اند و با تکرار آن به مناسبت‌های مختلف قصد تثبیت نظر خاص خود را در ذهن نزدیکانشان داشته‌اند.”( این هم آورده شده است )

به نظر من دو دلیل برای انتخاب خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی وجود داشت، با اینکه شخصیت های مذهبی بسیاری بودند که از لحاظ فقهی بالاتر از خامنه ای بودند، ولی اهمیت دیدگاه های سیاسی او مهمتر از جایگاه فقهی او بود ! هر چند که او بر اساس قانون اساسی ولی فقیه نمی شد! ولی جایگاه سیاسی رهبر جمهوری اسلامی از موقعیت فقهی اوبالاتر بود ! بخصوص سپاه و بخش اطلاعاتی نظام نقش مهمی در انتخاب او بازی کردند ! بخصوص مواضع سیاسی او علیه اسرائیل و آمریکا جایگاه سیاسی خاصی به او ونظام می داد !

اهمیت فقهی رهبر نظام تا آنجا اهمیت داشت که به امور مذهبی بپردازد و نه سیاسی !  اما.ولی فقیه در فلسفه دینی رهبر سیاسی نبود ! اما رفته رفته وقتی در سال ۱۳۵۸ صاحب قدرت دولتی شد به اهمیت سیاسی تعیین کننده خود در نظام رسید ! صد البته این خمینی بود که  قدرت گیری روحانیت  در قدرت دولتی را تئوریزه کرد و بعد از قدرت گیری روحانیون سیاسی در دولت  در گام بعدی فقط آن روحانیونی که همراه با خمینی بودند،مورد حمایت و پشتیبانی دولت  قرار گرفتند   ! ( دخالتگری خمینی در امور سیاسی از سال ۱۳۴۲ برجسته شد)

 

در واقع بکارگیری سیاست در جهت استمرار دولت جمهوری اسلامی یا حاکمیت اسلامی در راستای حفظ آن و گسترش اهداف سیاسی نظام اهمیت بیشتری داشت تا قوانین شرعی اسلام ! ولی استفاده از مذهب در درجه دوم و در راستای اهداف سیاسی بکار گرفته شد ! بقول خمینی حفظ نظام واجب تر از بسیاری شرایع اسلامی است که البته امروز هم در همه سیاستهای دولت حاکم استفاده می شود ! بر اساس چنین نظری است که جمهوری اسلامی برای حفظ نظام خود هر گونه عمل سیاسی و نظامی را مشروعیت می بخشد و در همین راستا کشتن مخالف خود را حق سیاسی – اسلامی و در جهت حفظ حاکمیت نظام توجیح می کند !

بر پایه چنین تفکرایدئولوژیکی، گروه های مذهبی – سیاسی با یاری جمهوری اسلامی در  دنیا بخصوص در بعضی کشورهای عربی شکل گرفت که جمهوری اسلامی در رأس آنها قرار گرفته است. نظام جمهوری اسلامی که به رهبری روح الله خمینی با رأی مردم ایران در سال ۱۳۵۸ پایه ریزی شد، در جهان به رسمیت شناخته شد !! البته جمهوری اسلامی بدون پشتیبانی و پی گیری اهداف آمریکا در ایران و منطقه در آنزمان نمی توانست شکل گیرد و خمینی “رهبر” شود ! جمهوری اسلامی محصول حوادث سیاسی – نظامی روسیه در افغانستان بود، بعد از استقرار ارتش روسیه در افغانستان آمریکائیها به وحشت افتادند و علیه پیش روی دولت “سوسیالیستی شوروی “ آنزمان به سمت غرب !! به مذهب و خمینی متوسل شدند، که البته جنگ هشت ساله علیه صدام نیز در همین راستا انجام گرفت !

اما هدف از طرح این موضوع و توضیح در باره ماهیت نظام جمهوری اسلامی بررسی چرایی همکاری کشورهایی چون روسیه و چین وحتی بخشی از گرایشات سیاسی “چپ “ اروپایی با جمهوری اسلامی است .گردنکشی و دشمنی جمهور اسلامی با دولت آمریکا و اسرائیل و همراه شدن با روس و چین ، در اصل سیاست ملی و منافع مردم ایران نیست ؛ در “جنگ‌ سرد “ اخیر میان بلوک شرق و غرب و با بالا گرفتن تنش های سیاسی در مناطق مختلف دنیا بخصوص آسیا،   هم روسیه و هم چین تلاش می کنند، احزاب و گروهای به اصطلاح “سوسیال دموکرات” اروپایی گذشته را در خدمت سیاستهای خود و علیه آمریکا و اسرائیل بکار گیرند!از کشورهای بلوک شرق گذشته تا احزاب با گرایشات سوسیالیستی روسیه و این بار حامی رئیس جمهور پوتین !

باری احزابی که سال‌های سال در خدمت روسیه استالین بودند امروز با پرچمهای سرخ در کشورهای اروپایی فعال شدند تا دوباره مدافع روسیه و چین باشند !

اما این بار فصل مشترک همکاری میان “انترناسیونالیسم سوسیالیستی “روس و چین “مارکسیسم- لنینیسم” نیست،بلکه افزایش سرمایه و سودجویی ! یعنی منافع اقتصادی و پیش برد سیاست خود در آن جهت است !

شرایط پر تنش امروزی و کشمکش کشورهای قدرتمند نظامی شرق و غرب با مدرنترین تجهیزات نظامی فقط برای کسب سلطه بر ملتها است !سرنوشت مردم را  به بازی گرفته اند تا بر حقوق ملی و رأی آنها منافع خود را تأمین کنند !! در ایران دموکراسی سالهاست رنگ باخته و  دولت حاکم در ایران همیشه سرنوشت مردم را تعیین کرده است .

همان کشورهای “برادر” که امروز در خدمت بقای رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی هستند و به او یاری می رسانند ! زمانی مدافع سوسیالیسم و خواهان سوسیالیزم جهانی بودند !! اما امروز مدافع اسلام سیاسی و نظام حاکم در ایران هستند!! آن هم حاکمیتی که برای بقای خود مردم را به جرایم واهی و ضد انسانی،  چون طرفداری از آمریکا و اسرائیل اعدام می کند و روس و چین هم برای او کف می زنند !!

چرا !؟ چون جمهوری اسلامی تلاش می کند مبارزه سیاسی خود را با پرچم ضدیت با اسرائیل و آمریکا نشان دهد ! ضدیتی که روس و چین هم  با آن همراه هستند و بهره می برند ! تضعیف آمریکا و اروپا هدف است ! آنهم در جهت گسترش سرمایه های چینی و روسی !!

آنها شعارهای  “ضد امپریالیستی”را به کار می گیرند تا در خدمت استمرار مناسباتی باشند که روس و چین  با نیروهای طرفدار خود در مبارزه با آمریکا و اسرائیل در دنیا دنبال می کنند.  در تحقق همین اهداف سیاسی، بخصوص به دفاع از جمهوری اسلامی و علیه مردم ایران و علیه حملات آمریکا و اسرائیل به تبلیغات “ضد امپریالیستی” می پردازند!!

مردم ایران نه در جنگ قدرتهای جهانی نقش دارند و نه می توانند مدافع کشوری علیه کشور دیگر باشند !

مشکل سیاسی مردم ایران جمهوری اسلامی است و سرنگونی این نظام هدف مبارزین است و باید در اولویت باشد ! دشمنی مردم با روس و چین به دلیل  همیاری این کشورها با سیاستهای داخلی جمهوری اسلامی است ، نه هدفی دیگر !در واقع حمایت روس و چین ازجمهوری اسلامی قرار گرفتن آنها در کنار دشمن مردم ایران است ! نظامی که بدون حمایت و کمک این دو کشور خارجی ماندگار نخواهد ماند !

من بر این باورم که اپوزیسیون باید حامی عملی باشد که به سرنگونی جمهوری اسلامی کمک کند ! و امروز سیاستهای آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی است که به نفع مردم ایران است ! اینکه آمریکا چه اهدافی را دنبال می کند ! مسئله ملی ما نیست !یعنی مخالف تلاش آمریکا در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی نباشیم و دست از سیاستهای شعاری “ضد امپریالیستی” و بی محتوا برداریم !  دوران استعمار و وابستگی سیاسی سپری شده است ، ایران باید در خدمت منافع خویش باشد، باید تلاش کنیم از استقلال و منافع ملی ایران دفاع کنیم ! نه منافع روسیه و چین و نه آمریکا و نه اسرائیل !! حاکمیت در ایران باید بدست مردم باشد !

وظیفه گروهای سیاسی ایرانی در شرایط کنونی

مشکل امروز مردم ایران و گروه های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی شکل نگرفتن اتحاد ملی است ! در واقع اتحاد اپوزیسیون در این شرایط تنها امکان پیروزی بر جمهوری اسلامی است !

گروه های ایرانی که اکثریتشان باقی مانده های سازمانهای سیاسی گذشته هستند ! یک ماهیت هدف مند لنینی مشترک دارند ! کسب قدرت دولتی در ایران ! توجه کنید این تشکلات در شکل سازمانی و حزبی حتی گروه های به اصطلاح دموکراتیک،  همه در تلاش کسب قدرت دولتی هستند ! حتی با حیله و نیرنگ و کودتا ! پرچمها متفاوت است اما ماهیت همه یکی است ! یکی سلطنت طلب هست، دیگری جمهوری خواه و عده ای هم پیشاهنگ طبقه کارگر هستند !

بسیاری بدنبال همان سیاستهای باقی مانده از دوران لنین و مائو و … با توجه به وضعیت ایدئولوژیک “ مارکسیسم – لنینیسم “ آن کشورها هستند، عقایدی که آنها را از دموکراسی دور کرد و به سقوط و شکست کشانید ! الگوبرداریهای عقیدتی و سیاسی و همچنین دیکته کردن این افکار به جنبش سیاسی مردم با تشابهات هماهنگ در همه دنیا ، این سازمانها را به مرور از اهداف مترقی و انساندوستانه مارکس دور کرد و اهداف حزبی و شخصی این گروه های به اصطلاح مارکسیست در تلاش برای تسخیر دولت حاکم جایگزین آن شد و تلاش مارکس برای رفع ستم به انسان و استثمار ، به مرور کم رنگ شد و حذف شد!

با توجه به سقوط بلوک شرق و تلاشی اندیشه های “رهبران” آنها تلاش مدافعان مارکس در مبارزه با ظلم و استبداد دچار بنبست شد و مبارزه علیه ظلم و دفاع انساندوستانه از آینده بشر با دفاع از چپ مترقی وارد مرحله دیگری از نماد چپ برای جوامع شد !

مشکل بزرگ امروز ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی و آزادی در ایران جمهوری اسلامی است، یعنی حاکمیت دینی با تمام قوانین عقب مانده ایدئولوژیک آن !

اگر در این شرایط سیاسی گروه ها و سازمانهای سیاسی بخصوص در خارج از کشور گرد شعار سرنگونی نظام فعالیت مشترک را هماهنگ نکنند !

فعالیت گروهای کوچک چند نفره و نقلی بیشتر جنبه سرگرمی دارد تا سیاسی !

 

احسان دهکردی

   05.09.2026

 

پست ٢