چهار ماه پس از کشته شدن ولی فقیه سابق، تلاش رهبران جدید جمهوری اسلامی در بهره برداری تمام و کمال از مراسم تشییع جنازه خامنهای پیامهای مشخصی به همراه داشت. با وجود غیبت مجتبی خامنهای، ولی فقیه جدید در این مراسم، حضور ۸ رئیس دولت، ۱۲ رئیس مجلس، معاونین دولت از جمله مدودف، معاون پوتین و وزرای خارجه برخی دیگر از کشورها همراه با توقف یک هفتهای مذاکرات در کنار گردآوری جمعیتی از طرفداران حکومت در مصلی تهران و خواندن نماز میت برای تابوتهای خانواده خامنهای، بخشی از نمایش پُر خرج رژیم برای برگزاری مراسم بود. یکی از پیامهای برگزاری مراسم تشییع جنازه رهبر سابق جمهوری اسلامی،نمایش قدرت باقی مانده حکومت برای تاثیرگذاری بر مذاکرات بر سر تفاهم نامه و آتش بس موقت که در جریان است، بود.
برخی از تحلیلگران و حتی جریانهای سیاسی در اپوزیسیون اکنون پس از سرنگون نشدن حکومت بر اثر جنگ خارجی، از احتمال تغییر مسیر جمهوری اسلامی از آنچه که در بیش از چهار دهه گذشته در جهت ایجاد تنش در منطقه، دشمنی با اسرائیل و آمریکا، بوجود آوردن و تجهیز گروههای نیابتی و اَعمال تروریستی در کشورهای مختلف، سخن میگویند.
این تحلیلگران شرایط کنونی را بهترین فرصت برای جانشینان سید علی خامنهای ارزیابی میکنند که با توجه به امتیازات آمریکا، از جمله صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای سرمایه گذاری در صنعت نفت و زیر ساختها، راهِ جمهوری اسلامی فعلی را برای ادغام در اقتصاد جهانی هموار میکند. معتقدان به چرخش حکومت که اتفاقا ترامپ نیز از آن به عنوان تغییر رژیم برای توجیه امتیاز دهی به حکومت ایران نام میبرد ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری را مشابه طرح مارشال میدانند که کشورهای پیروز در جنگ جهانی دوم برای بازسازی آلمان و ادغام آن کشور در اقتصاد سرمایه داری جهانی پس از خاتمه جنگه بکار گرفتند.
رواج دهندگان این گفتمان، از جمله لابی جمهوری اسلامی در آمریکا که همواره طی چند دهه گذشته خواستار امتیاز دهی بیشتر غرب و آمریکا به حکومت ایران برای ادغام پیروان خامنهای در جامعه جهانی بودند، برای اثبات نظریه خود سخنان تبلیغاتی ترامپ در تغییر رژیم پس از جنگ را تکرار میکنند. این افراد نمیگویند که متحدین از جمله آلمان در جنگ جهانی دوم کاملا شکست خوردند اما این اتفاق در ایران به وقوع نپیوست. آنچه که از رژیم باقیمانده، نه تنها با وقاحت تمام همچنان (چه بسا بیرحمانهتر) حقوق بشر را نقض میکند بلکه با سرکوب روزمره جامعه سعی در ایجاد رعب و وحشت در میان فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی میکند. شمار اعدامها، احکام صادره اعدام و حبس برای شرکت کنندگان در تظاهراتهای پیش از جنگ، بازداشت دوباره فعالان محیط زیست تنها بخش کوچکی از مسیری است که حکومت جمهوری اسلامی کنونی آشکارا در پیش گرفته است.
نقض حقوق بشر و سرکوب و اعدام، تنها نشانههای ادامه راه خامنهای پدر توسط خامنهای پسر، احمد وحیدی و قالیباف و دیگر بازماندگان جمهوری اسلامی نیست. حکومت دیکتاتوری مذهبی حاکم در تشییع جنازه خامنهای بصراحت پیامهای دیگری نیز برای منطقه و جهان ارسال کرد. برگزار کنندگان مراسم با استفاده از آیههایی متناسب با حضار و مخاطبین در هر مکان، پیامهای خاصی به دنیای بیرون مخابره میکرد که در مرکز آن نشانههایی از ادامه راه خامنهای کشته شده، توسط جانشینانش است.
علاوه بر حضور نمایندگان حماس و حزب الله در مراسم و قرائت سوره و آیههای تشویق کننده برای آنها، برای هیات عربستان سعودی آیه ۱۳ سوره آل عمران که در آن از مومنان اندک با وجود برتری ظاهری دشمن، به یاری خدا پیروز شدند، قرائت شد، برای هیات عراقی آیهای در مذمت اطاعت کافران و منافقان خوانده شد. برای هیات ترکیه آیه ۹۵ سوره نساء که در آن از برتری مجاهدان بر قاعدان میگوید خوانده شد. در مجموع، بازی مُهوع برگزارکنندگان مراسم با آیهها و سورههای قرآن برای تهییج بیشتر جهادیستهای منطقه است که تا ما (جمهوری اسلامی) در قدرت هستیم، نگران خاتمه تنش، تروریسم، کمکهای مالی و لجستیکی به خود نباشید.
همزمان با نمایش تشییع جنازه پوسیده خامنهای، حوثیها در یمن در روز شنبه مستقیما چاههای نفت عربستان را مورد تهدید قرار دادند و حکومت مانع از عبور و مرور تعدادی از کشتیها در تنگه هرمز شد که پاسخی به حمله اسرائیل به جنوب لبنان در روزهای اخیر بود.
اپوزیسیون واقعی جمهوری اسلامی در مجموع نشان داد که در طی سالیان گذشته درک و ارزیابی درست و واقعی از توان حکومت در سرکوب و آمادگی در برابر سناریوهای مختلف ندارد (همچنانکه بسیاری از دستگاههای اطلاعاتی کشورهای خارجی نداشتند)، اما همین اپوزیسیون در یک مورد همواره به درستی بر ماهیت عدم اصلاح پذیری حکومتی که خمینی آن را بنیان گذاشت و خامنهای آن را تحکیم کرد، تاکید میکرد. در مجموع، تشییع جنازه خامنهای بوضوح عدم امکان استحاله و تغییر ماهیت حکومتِ جنایت و آشوبگر جمهوری اسلامی تا اینجا را به نمایش گذاشت.
